زبان بدن

زبان بدن در تعاملات معلم و دانش‌آموز

در کلاس درس، ارتباط متقابل بین معلم و دانش‌آموز زیاد است. ایما و اشاره، حالات صورت یا بدن، که در نگاه اولیه شاید جدی به نظر نرسند، در واقع اهمیت زیادی دارند. پژوهشگران دانشگاه گراتس برای نخستین بار به بررسی و مطالعه این موضوع پرداختند. تیمی از پژوهشگران به دنبال بررسی اهمیت و تاثیرگذاری ارتباطات غیرزبانی معلم‌ها بر دانش‌آموزان خود بودند. به همین منظور، طی یک دوره سه ساله، از چندین کلاس درس فیلم ضبط کردند و به بررسی آنها پرداختند.تحقیقات نشان داد که حضور معلم در کلاس اهمیت بسیاری دارد و زبان بدن به آنها احترام می‌بخشد. همچنین این حرکات تعیین می‌کنند فرآیند یادگیری موثر خواهد بود یا خیر. به طور خلاصه می‌توان گفت، تدریس موفق وابسته به حضور معلم در کلاس و فضایی است که او در کلاس ایجاد می‌کند.

زبان بدن

اجرایی عالی در صحنه کلاس

 پژوهشگر ارشد این تحقیق تدریس را با اجرا روی صحنه مقایسه می‌کند. گرچه این دو پدیده با یکدیگر تفاوت دارند، اما هم کلاس درس هم صحنه حول محور اجرایی قابل‌قبول می‌چرخند. درست همانند بازیگران، معلم نیز باید وظیفه خود را با حضور داشتن در کلاس، جلب توجه مثبت مخاطب و زبان بدن درست انجام دهد. و همه این‌ها طی بازه زمانی محدودی باید صورت گیرد. این کار چالشی برای معلمان است که باید با درک کافی از نقش خود در کلاس و رفتاری که با دانش‌آموزان خود دارند بر آن فائق آیند. براساس تصاویر ضبط شده در زمان تحقیق، پژوهشگران 4 فعالیت مهم معلم را مشخص کردند: ایجاد فضایی آرام برای یادگیری، دخیل کردن دانش‌آموزان در فضای مشارکتی مدرسه، به چالش کشیدن دانش و اطلاعات پیشین آنها، و نهایتا ارائه دانش و مهارت به دانش‌آموزان، به نحوی که آنها بتوانند به راحتی این اطلاعات را جذب کنند.

رئیس این تیم پژوهشی توضیح داد که چنین فعالیت‌هایی مبتنی بر استانداردهای ایده‌آل آموزش موفق هستند. اجرای آنها به دلیل الزامات قانونی و اجتماعی نظام درسی مدارس معمولاً دشوار است. به باور او قرار گرفتن در چنین شرایطی واکنش‌های متفاوتی از جانب معلم و دانش‌آموز در پی دارد و  در بدترین حالت منجر به متوقف شدن فرآیند یادگیری می‌شود.

به بیان دیگر، در این پژوهش راهکارهایی برای آموزش پیدا شد که تحقق همزمان همه آنها غیرممکن است. چنین شرایطی در زبان بدن معلم مشهود است و دانش‌آموزان متوجه آن می‌شوند. نتیجتاً، عدم هم‌خوانی بین حرکات و گفتارهای معلم باعث ایجاد فاصله بین او و دانش‌آموز می‌گردد.

الگوهای رفتاری

اگر معلم بتواند چهار عملکرد بالا را به خوبی پیاده کند در مستقل شدن نوجوانان نقشی حیاتی خواهند داشت. محققان این مسئله را مشارکت آموزشی می‌خوانند. نتایج تحقیق اما نشان داده امروزه معلمان راهکارهای اقتصادی، مدیریتی و فرصت‌طلبانه استفاده می‌کنند. به عبارت دیگر، آنها از مواجه با دانش‌آموز خودداری می‌کنند، برای پاداش دادن یا تنبیه کردن از نمره استفاده می‌کنند، و فضایی در کلاس ایجاد می‌کنند مبنی بر این فلسفه که «اگر من را اذیت نکنی من هم تو را اذیت نخواهم کرد».

در چنین مواردی، تحلیل ویدئوها نشان‌دهنده واقعی نبودن زبان بدن معلم بود. گرچه دانش‌آموزان آگانه قادر به درک این مسئله نیستند اما می‌توانند آن را حس کنند. و با نشان‌ دادن بی‌علاقگی و بی‌انگیزه بودن از یادگیری فرار کنند.

تدریس

تدریس و نکات مهم آن

نکاتی مهم و کلیدی در تدریس

مهارت‌های تدریس در زندگی هر کسی می‌تواند کارامد باشد؛ بنابراین برای همه‌ی ما لازم است بدانیم چگونه تدریس کنیم. اگر احساس می‌کنید در برقراری ارتباط، رساندن منظورتان به دیگران، یا مطرح‌کردن خواسته‌هایتان به گونه‌ای که مورد توجه واقع شوند مشکل دارید، ممکن است دانستن این روش‌ها برای‌تان مفید باشد. همچنین با تکیه بر این روش‌ها، بسیار آسان‌تر از گذشته می‌توانید از عهده‌ی رهبری و مدیریت اطرافیان‌ یا زیردستان‌تان برآیید. خصوصا اگر به تدریس اشتغال دارید، مطالعه‌ی این مقاله را از دست ندهید.

«آن که می‌تواند، انجام می‌دهد و آن که نمی‌تواند، آموزش می‌دهد»، بسیار در اشتباه بود. در یک نظر می‌توان گفت که اقتصاد، روی مفاهیم و ایده‌ها می‌چرخد. بنابراین «آموزگار خوبی بودن» از ضروریات مدیریت است.

تدریس

۱۶ راه برای آنکه آموزگار موفق‌تری باشید
آموزگاران موفق چه کارهایی انجام می‌دهند که شما نیز باید به‌عنوان یک مدیر انجام بدهید؟ برای دانستن پاسخ، این مقاله را بخوانید. ما با «آموزگاران» که بهتر از هر کسی پاسخ این سؤال را می‌دانند، مشورت کرده‌ایم. برخی از آنها به‌طور رسمی در کلاس‌ها آموزش می‌دهند. برخی دیگر به‌طور غیررسمی، در کنار کارهای شرکت، در دفتر کارشان، هنگام شام، یا در حین پرواز به آموزش‌دادن می‌پردازند. این آموزگارانی که انتخاب کرده‌ایم، مدیران ارشد، برنامه‌نویسان و همچنین دانش‌آموزان دبیرستانی، موسیقی‌دان‌ها، جراحان و آموزگاران دیگر را آموزش داده‌اند.

۱. محور اصلی آموزش شما نیستید، شاگردان‌تان هستند

بعضی از آموزگاران، خود را دانشمندان برگزیده‌ای می‌دانند که وظیفه‌ دارند شاگردان تهی از علم را، از دانش‌شان بهره‌مند کنند. این تصور اشتباه است. ویلیام راندو (William Rando) مسئول اداره‌ی پرورش و توسعه‌ی نیروی آموزشی دانشگاه ییل 
(Yale) و کسی که به مدت ۱۵ سال اساتید دانشگاه را آموزش داده است، می‌گوید:

راندو اضافه می‌کند: برای بعضی از آموزگاران سخت است که درک کنند محور اصلی آموزش و تدریس آنها نیستند. بله، کمی غیرمنطقی به نظر می‌رسد. اما منظور این نیست که آموزگاران اصلا مهم نیستند، منظور این است که به جای پرسیدن: «امروز قرار است چه کار کنم؟» باید بپرسند: «شاگردان من امروز قرار است چه کار کنند؟»

۲. شاگردان‌تان را بشناسید

برای اینکه ببینید چگونه تدریس کنیم، تسلط بر مباحثی که آموزش می‌دهید، کافی نیست. باید کسانی را که به آنها آموزش می‌دهید نیز بشناسید؛ استعدادهایشان، تجربیات گذشته‌شان، و نیازهایشان را دریابید. در غیر این صورت نمی‌توانید بفهمید آنها در حال حاضر چه چیزهایی می‌دانند و نیاز دارند چه چیزهایی بیاموزند. راندو می‌گوید:

«من از استادان می‌خواهم تصور کنند شخصی با آنها تماس گرفته است و می‌پرسد «چگونه می‌توانم به ییل بروم؟»

اولین چیزی که باید از آن شخص بپرسید این است که «الان کجایی؟» پیش از آنکه او را به سوی مقصد هدایت کنید، لازم است بدانید از کجا دارد شروع می‌کند. به نظر بدیهی است؛ اما در قالب استاد، گاهی سفر را آغاز می‌کنیم و فراموش می‌کنیم از دانشجویان‌مان بپرسیم کجا هستید؟ یا از کجا دارید شروع می‌کنید؟»

یوهود کاپلینسکی (Yoheved Kaplinsky)، از اساتید دپارتمان پیانوی مدرسه‌ی جولیارد (Juilliard)، هنگام تدریس به خودآگاهی شاگردانش توجه می‌کند. او می‌گوید: «می‌خواهم ببینم شاگردانم نوازندگی خودشان را چگونه ارزیابی می‌کنند. این امر اجازه می‌دهد بفهمم آنها چقدر واقع‌بین یا خیالاتی هستند. می‌توانید با شنیدن نت‌ها، شخصیت‌شان را حدس بزنید.»

 

۳. اگر آموزگار محیطی امن فراهم کند، ریسک‌پذیری شاگرد افزایش می‌یابد

به گفته‌ی میشل فورمن (Michele Forman)، دبیر تعلیمات اجتماعی دبیرستان مجتمع میدلبری (Middlebury) واقع در ایالت ورمونت (Vermont): «انعطاف‌پذیری لازمه‌ی یادگیری است. دانش‌آموزان باید از آنچه که نمی‌دانند آگاه باشند، خطر کنند و درباره‌ی آنچه که فکر می‌‌کنند می‌دانند، دوباره فکر کنند. این کار ممکن است برای هرکسی ناراحت‌کننده یا حتی ترسناک باشد. اندکی ملایمت می‌تواند بسیار مفید باشد.»

فورمن، دبیر برگزیده‌ی کشور در سال ۲۰۰۱ می‌گوید:

«کارهایی از قبیل قرار دادن تخت و زیرانداز در گوشه‌ای از کلاس، یا تزئین دیوارها با کاردستی‌های دانش‌آموزان (به عقیده‌ی او فضای کلاس متعلق به آنهاست.) محیطی آموزشی فراهم می‌کند که از نظر عاطفی، ذهنی، و روان‌شناسی امن است.»

فورمن اضافه می‌کند: «اگر حال دانش‌آموزی خوب نباشد، برایش چای نعناع تهیه می‌کنم، اگر گرسنه باشد به او غذا می‌دهم. این کارها ممکن است آسان و پیش‌پا‌افتاده باشند، اما حاوی پیام مهمی هستند. دانش‌آموزان باید بدانند که می‌توانند به معلم‌شان اعتماد کنند.»

یکی دیگر از قوانین فورمن این است: «کنایه‌زدن در کلاس ممنوع». به گفته‌ی او‌، کنایه‌زدن در دانش‌آموز این ترس را ایجاد می‌کند که شما می‌خواهید او بد به نظر برسد.

تدریس

۴. آموزگاران بزرگ در کنار هدف، اشتیاق هم دارند

تفاوت بین آموزگار خوب و آموزگار عالی در مهارت‌های علمی نیست، تفاوت آنها در میزان اشتیاق‌شان است. اشتیاقی که به مبحث آموزشی و تدریس دارند. به قول اچ. مویر (H. Muir)، مدیر آموزش بازاریابی جهانی اس‌ سی جانسون (SC Johnson) واقع در راسین ایالت ویسکانسین (Racine, Wisconsin): «اشتیاق مسری است. اگر آموزگاری اشتیاق داشته باشد، اشتیاق به شاگردش هم منتقل می‌شود.» به گفته‌ی مویر: «هر دو والدین من معلم دبیرستان بوده‌اند. مادرم دانش‌آموزان ناتوان ذهنی را آموزش می‌داد، و پدرم تاریخ و سیاست تدریس می‌کرد. مهم‌ترین چیزی که از آنها یادگرفتم این بود که برای این کار باید حقیقتا اشتیاق داشته باشید. نمی‌توانید وانمود کنید، دانش‌آموزان می‌توانند تشخیص بدهند شما واقعا به کارتان اهمیت می‌دهید یا خیر.»

۵. آموزگار باید به شاگرد نشان بدهد که واقعا به یاد گرفتن نیاز دارد

تام مک‌کارتی (Tom McCarty)، رئیس خدمات مشاوره‌ی دانشگاه موتورولا (Motorola)، با تدریس به بزرگسالان به یک ضرب‌المثل قدیمی پی برده‌ است: «از تو حرکت، از خدا برکت!» بعضی از افرادی که در کارگاه بهبود رفتار شش سیگما حاضر می‌شوند آماده نیستند، زیرا فکر نمی‌کنند به بهبودی نیاز داشته باشند. آنها فاصله‌ی بین آنچه که هستند و آنچه که می‌خواهند باشند را نمی‌بینند. اولین هدف مک‌کارتی، آگاه‌کردن آنان از این فاصله‌ی موجود است. او ابتدا از مدیران گروه‌ها می‌پرسد: «آیا تیم شما پاسخگوی توقعات مشتریان هست؟» و هنگامی که یکی از مدیران پاسخ می‌دهد: «البته که هست» مک‌کارتی از همه‌ی اعضای تیم می‌خواهد چهار نمونه از مهم‌ترین اولویت‌های مشتریان را روی کاغذ بنویسند و به دیوار بزنند تا همه بتوانند بخوانند. او می‌گوید:

«اگر گروهی ۱۵ عضو داشته باشد، شما ۶۰ اولویت متفاوت دریافت می‌کنید. هنگامی که مدیران این را با چشمان خود ببینند، به من رو می‌آورند و می‌پرسند: «اوه! می‌‌‌شود لطفا به ما کمک کنی؟»

۶. اگر نمی‌توانید مبحثی را ساده بیان کنید، دست‌کم واضح بیانش کنید

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک آموزگار عالی، توانایی تجزیه‌ی مفاهیم پیچیده و قابل‌فهم‌کردن آنهاست. گری گریتس (Gary Grates)، رئیس کارشناسان روابط داخلی جنرال موتورز (General Motors)، می‌گوید: «این روزها مدیران نیز به این توانایی نیاز دارند.» در واقع او عقیده دارد ارتباطات جوهره‌ی آموزش و آموختن است. گریتس می‌گوید: «بزرگ‌ترین دغدغه‌ی مدیران این است که مردم حرف آنها را بفهمند. چه در رابطه با بورس سهام، شرکا و مشتریان، چه در رابطه با کارمندان، مردم باید داستان سازمان شما را بدانند. آنها باید بدانند نقاط قوت سازمان شما چیست. چرا این تغییرات را اعمال می‌کنید. چگونه کار می‌کنید و چگونه فکر می‌کنید. در غیر این صورت شما اعتبار، فروش، موقعیت‌های تازه، یا کارمندان‌تان را از دست می‌دهید. به همین دلیل توانایی خوب بیان‌کردن مهم است.»

۷. بدون اینکه به اعتبارتان آسیب بزنید، انعطاف‌پذیری را تمرین کنید

از نظر بعضی از مردم، یک معلم یا مدیر باید به گونه‌ای ظاهر شود که انگار پاسخ تمام سؤالات را می‌داند و هر نشانه‌ای از انعطاف‌پذیری یا بی‌اطلاعی، یک نقطه‌ضعف است. پارکر پالمر (Parker Palmer)، نویسنده‌ی کتاب «شجاعت تدریس؛ سیاحت چشم‌انداز درونی زندگی یک معلم، ۱۹۹۷» می‌گوید: «کسانی که چنین عقیده‌ای دارند، بدترین آموزگاران هستند.»

گاهی اوقات ممکن است «نمی‌دانم» بهترین پاسخ یک آموزگار باشد. زیرا با این پاسخ به جای از دست دادن اعتبارش، اعتماد شاگردانش را به‌دست می‌آورد و اعتماد زیربنای روابط سازنده است.
پالمر می‌گوید: «همه‌ی ما می‌دانیم هیچ‌کس کامل نیست. پس به افرادی که پشت نقاب «من همه چیز را می‌دانم» پنهان شده‌اند اعتماد نمی‌کنیم؛ زیرا با ما صادق نیستند. افرادی عمیق‌ترین روابط را با ما دارند که کشمکش‌هایشان را با ما در میان می‌گذارند.»
اعتراف‌کردن به آنچه که نمی‌دانید، نشان می‌دهد شما هنوز در حال یادگیری هستید. نشان می‌دهد آموزگار در واقع هنوز جویای دانش است. مایک لون (Mike Leven)، رئیس سابق مهمان‌خانه‌ی بین‌المللی هالیدی و رئیس و مدیرعامل جدید سازمان ثبت آرا در ایالات متحده، می‌گوید:

«برای مدیر یک سازمان، این عمل تعادل ظریفی ایجاد می‌کند. اگر چیزهای زیادی ندانید ایرادی ندارد، در هر صورت مردم برای دانستن پاسخ سؤالات مشخصی به شما وابسته هستند. مطمئنا نمی‌خواهید مردم بگویند که چرا همچین کسی شرکت را اداره می‌کند؟»

۸. از صمیم قلب آموزش بدهید

بهترین روش آموزش، دستورالعمل خاصی ندارد. روش تدریس امری شخصی است و به شخصیت و جهان‌بینی‌ آموزگار بستگی دارد. به عبارتی دیگر، همان‌گونه که پالمر می‌گوید: «ما آنچه هستیم را آموزش می‌دهیم.» آموزش نیازمند شجاعت کاوش در شخصیت افراد است. به عقیده‌ی پالمر، اگر خودتان را کاملا نشناسید، نمی‌توانید شاگردان‌تان را کاملا بشناسید، بنابراین نمی‌توانید با آنها ارتباط برقرار کنید. مردم ابتدا تلاش می‌کنند این کمبود را با روش‌های زیرکانه جبران کنند، اما در نهایت به اهمیت آن پی می‌برند.

۹. نکات مهم را تکرار کنید

اگر می‌خواهید کارمندان‌تان شرح مأموریت جدید یا استراتژی بازار را به خاطر بسپارند، باید بیش از یک بار برای آنها توضیح بدهید. بنابراین چالش این است که راسخ باشید بدون اینکه قابل پیش‌بینی یا خسته‌کننده شوید. بهترین آموزگاران نکات تکراری را با استفاده از روش‌های متفاوت بیان می‌کنند تا نو و جدید به‌نظر برسند. پیامی که کریگ ای. وتراب (Craig E. Weatherup)، رئیس و مدیرعامل کارخانه نوشیدنی‌سازی پپسی، همواره القا می‌کند:

«آب معدنی بیشترین پتانسیل رشد را برای آینده‌ی شرکت به همراه دارد، نه نوشابه»

بدون اینکه حرف‌های تکراری زده‌ باشد، شورای ۲۵ نفره‌ی مشاوره، مکررا توضیحات او را درباره‌ی این استراتژی شنیده‌اند. او می‌گوید: «باید اندکی تقلب کنید و ظاهر حرف‌تان را تغییر بدهید تا مردم فکر کنند قبلا آن را نشنیده‌اند. من همیشه سعی می‌کنم شیوه‌ی جدیدی برای صحبت در مورد آب پیدا کنم، اما پیام اصلی هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند؛ این مقوله برای موفقیت شرکت لازم است.

۱۰. آموزگاران خوب، سؤالات خوب می‌پرسند

آموزگاران تأثیرگذار، می‌دانند که یادگرفتن در واقع کشف ندانسته‌هاست و این‌چنین اکتشافی، با سؤال‌پرسیدن آغاز می‌شود. منظور سؤالاتی که در قالب درس بیان می‌شوند یا سؤالات بله یا خیر که بحثی به دنبال ندارند، نیست. منظور سؤالاتی است که دری به سوی فهم عمیق‌تر می‌گشایند. مانند: این چگونه کار می‌کند؟ و این چه معنایی دارد؟ و سؤال مورد علاقه‌ی شخص گریتس -رئیس کارشناسان روابط داخلی جنرال موتورز- «چرا؟» است. او می‌گوید:

دیوید گاروین (David Garvin)، مدرس مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد، با تعدادی کارشناس آموزشی برای کتاب جدیدش «یادگیری در عمل؛ راهنمایی برای به‌کار انداختن تشکیلات یادگیری، انتشارات مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد، ۲۰۰۰» مصاحبه کرده‌ است. او متوجه شد یکی از دلایلی که تصمیمات لحظه‌ای توانسته است شیوه‌ی آموزش آنها را بهبود ببخشد، برگزاری جلسات پرسش و پاسخ و نظرسنجی از دیگران است. آنان از همکاران‌شان می‌پرسند: «اگر خلاف روش‌های معمول عمل کنیم چه می‌شود؟»

هدف از این کار خلق یک شیوه‌ی جدید نیست، هدف تقویت قدرت تصمیم‌گیری در مواجهه با شرایط عجیب و پیچیده است. گاروین می‌گوید:

«شما با در اختیار داشتن پاسخ‌های درست ترفیع می‌گیرید، اما در مراتب بالاتر، داشتن سؤالات درست اهمیت بیشتری دارد.»

تدریس

۱۱. بیش از اندازه اطلاعات ندهید

شما باید به مردم آموزش بدهید چگونه فکر کنند. آخرین کاری که باید انجام بدهید این است که بایستید و به مردم بگویید چه‌کار کنند، یا پاسخ‌هایی را که می‌خواهند بشنوند، به آنها بگویید. برای بهترین آموزگاران، تفکری که به رسیدن به پاسخ می‌انجامد بیشتر از خود پاسخ اهمیت دارد. نوئل تیشی (Noel Tichy)، استاد دانشگاه کسب‌و‌کار میشیگان و نویسنده‌ی کتاب «تدبیر مدیریت؛ چگونه شرکت‌های موفق مدیرانی از هر سطح پرورش می‌دهند، انتشارات کسب‌وکار هارپر، ۱۹۹۷» می‌گوید:

«مدیران می‌توانند «بخشی قابل تدریس از دیدگاه‌شان» ارائه بدهند؛ یعنی به‌نحوی که دنیا را می‌بینند، اطلاعات را تجزیه‌ و تحلیل می‌کنند و مشکلات را حل می‌کنند. بهترین مدیران به جای آنکه به مردم بگویند به چه چیز فکر کنند، به آنها کمک می‌کنند بیاموزند چگونه به تنهایی فکر کنند.»

جین رابرتز (Gene Roberts)، ویراستار با سابقه‌ی مؤسسه‌ی تحقیقات فیلادلفیا و نیویورک تایمز است که هم‌اکنون در دانشگاه مریلند واقع در کالج پارک روزنامه‌نگاری تدریس می‌کند. (وی در طول ۱۸ سال ویراستاری‌، به پاس مقالاتش ۱۷جایزه‌ی پولیتزر برنده شد) می‌گوید:

«اگر می‌خواهید در نزدیکی‌تان گروهی قدرتمند از مردمی داشته باشید که آنچه را شما می‌خواهید می‌دانند و در عین حال به اندازه‌ی کافی احساس آزادی می‌کنند که خودشان هر روز مسائل را تجزیه و تحلیل کنند؛ لازم است بدانید چه زمانی آنها را رها کنید تا به شما وابسته نشوند. در بازار روزنامه، همه چیز به سرعت بستگی دارد. اگر با افرادی سر و کار داشته باشید که قبل از اقدام به عمل، منتظر نظر شما بمانند، بازنده خواهید بود.»

۱۲. صحبت‌کردن را متوقف و شنیدن را آغاز کنید

وقتی بحث آموزش در میان باشد، کاری که انجام می‌دهید تقریبا به اندازه‌ی حرفی که می‌زنید اهمیت دارد. زیرا شاگردان‌تان همواره شما را نظاره می‌کنند. گوش دادن یکی از راه‌هایی است که می‌توانید نشان بدهید به آنها اهمیت می‌دهید و به آنها علاقه دارید. یادگیری مؤثر یک خیابان دوطرفه یا به عبارتی یک گفتگوی دو جانبه است، نه یک جانبه. آموزگاران ناشی پس از طرح سؤال به جای آنکه منتظر پاسخ یا واکنش مخاطب بمانند، سکوت را می‌شکنند. به جای این کار مویر -مدیر کارآموزی اس‌ سی جانسون- پیشنهاد می‌کند ۱۰ ثانیه صبر کنید. او می‌گوید:

«اگر می‌خواهید آموزگار خوبی باشید، باید به سکوت عادت کنید. در همان لحظاتِ به ظاهر طاقت‌فرساست که برخی از سودمندترین اندیشه‌ها پدید می‌آیند؛ آن را قطع نکنید.»

۱۳. یاد بگیرید به چه صحبتی گوش بدهید

لوی واتکینز (Levi Watkins) در بیمارستان جانز هاپکینز (Johns Hopkins) واقع در بالتیمور، جراحی قلب آموزش می‌دهد. در آنجا رزیدنت‌ها (دستیاران پزشک‌) در کنار اساتید جراحی کار می‌کنند و مهارت‌های خود را افزایش می‌دهند. پیش از عمل، واتکینز از رزیدنت می‌خواهد مجسم کند جای آنها با هم عوض شده است و تشخیص بیماری و نحوه‌ی جراحی را مانند استادی که به دانشجویش آموزش می‌دهد، برای او توضیح بدهد. واتکینز می‌گوید:

«می‌خواهم مشاهده کنم رزیدنت چگونه اطلاعات را کنار هم قرار می‌دهد و افکارش را منسجم می‌کند، جراحی روی قلب انسان عملی پیچیده است، باید تا حدودی طرز فکرتان با دیگر پزشکان متفاوت باشد، باید دقیق باشید؛ ما کسانی هستیم که تصمیم می‌گیریم در یک عمل، کدام رگ‌ها مهم هستند و کدام‌ها مهم نیستند.»

هنگامی که وتراپ -مدیرعامل پپسی- با مدیر کل یکی از ۳۰۰ شعبه‌ی کارخانه ملاقات می‌‌کند، توجه خاصی به عباراتی که می‌شنود نشان می‌دهد. برای مثال هنگامی که تجزیه و تحلیل بازار محلی را از زبان یک مدیر می‌شنود، منتظر شنیدن شرح وظایف کلی شرکت یا یک استراتژی جدید است. او از تقلید خوشش نمی‌آید، در واقع مقصود او این است که مدیر در چهارچوب درست به کسب‌وکارش فکر کند. وتراپ می‌گوید:

«اگر مسائل مطرح‌شده در کارخانه را در جای دیگری هم بشنوم، متوجه می‌شوم صدای ما به گوش دیگران رسیده است.»

اولین مأموریتی که از جانب شرکت پپسی به او محول شد، کارکردن در ژاپن بود. جایی که مجبور شد شنونده‌ی خوبی باشد؛ زیرا انگلیسی زبان دوم همکارانش بود. او در آنجا آموخت احساسات نهفته در حرف‌های مردم را دریابد و هنوز هم از این مهارت استفاده می‌کند. او می‌گوید:

«احساسات مردم نیز به اندازه‌ی آمار و ارقام برای من جالب است. می‌خواهم بدانم چه چیزهایی ناامیدشان می‌کند و نسبت به چه چیزهایی احساس خوبی دارند.»

نکات تدریس
۱۴. اجازه بدهید شاگردان‌تان به یکدیگر آموزش بدهند

شاگردان‌تان تنها از شما نمی‌آموزند؛ آنها از خودشان و دوستان‌شان نیز می‌آموزند.دانش آموزان میتوانند از طریق روش های مختلفی مانند پلتفرم مجازی یکیتا و … اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند. مرلین ویری (Marilyn Whirry)، دبیر سطح پیشرفته‌ی پایه‌ی دوازدهم دبیرستان میراکاستا (Mira Costa)، واقع در ساحل منهتن کالیفرنیا، می‌گوید:

«مثلث یادگیری اینگونه عمل می‌کند».

وی طرفدار تشکیل گروه‌های کوچک است. او از کتاب درسی برای گروه‌ها سؤالی طرح می‌کند، و هر کس بخواهد صحبت کند، باید ابتدا به نفر قبل پاسخ بدهد. ویری، دبیر برگزیده‌ی کشور در سال ۲۰۰۰، می‌گوید:

«به این صورت آنها به حرف‌های یکدیگر گوش می‌کنند. شاید دوست‌شان دیدگاهی داشته‌باشد که به ذهن خودشان خطور نکرده‌است و با در نظر گرفتن آن بتوانند پیشرفت کنند. مشاهده‌ی آن هیجان‌انگیز است.»

۱۵. یک روش تکراری را روی همه پیاده نکنید

آموزگاران خوب معتقدند همه‌ی شاگردان می‌توانند یاد بگیرند. همچنین درک می‌کنند هر کس روش یادگیری منحصر به خودش را دارد. بعضی‌ها بصری هستند. برای بعضی‌ها کار عملی مؤثرتر است. بعضی دیگر با خواندن بهتر می‌آموزند. پس آموزگار باید یک روش چندجانبه در پیش بگیرد، چیزی شبیه این: ۲۰ دقیقه تدریس کند، پس از آن یک سؤال چندگزینه‌ای پای تخته مطرح کند، از همه بخواهد پاسخ خود را بنویسند و به نوبت پاسخ‌شان را برای هم‌کلاسی‌شان توضیح بدهند، پس از چند دقیقه رأی‌گیری کند و ببیند هرکس کدام پاسخ را انتخاب می‌کند، در آخر از آنها بخواهد درباره‌ی انتخاب‌شان توضیح بدهند. راندو این روش را «آموزش فعال» می‌نامد.

1۶. هیچ‌گاه تدریس را متوقف نکنید

آموزش مؤثر، به کیفیت رابطه‌ی آموزگار و شاگرد وابسته است و با اتمام کلاس یا پایان روز کاری خاتمه نمی‌یابد. کاپلینسکی استاد دپارتمان پیانوی جولیارد، میگوید:

«من تلاش می‌کنم درگیر ساعات کاری نشوم، چنین برخوردی مانند این است که بگویید: «ساعاتی که اینجا هستید به شما اهمیت می‌دهم، اما پس از آن مزاحم نشوید.» یکی از مهم‌ترین لازمه‌های تدریس، علاقه است.»

اگر آموزگار خوبی نباشید، چگونه می‌توانید همه‌ی کارمندان سازمان را به پیمودن مسیر تعیین‌شده ترغیب کنید؟ چگونه می‌توانید کارمندان را روی یک استراتژی خاص متمرکز ‌کنید تا رکود اقتصادی را پشت سر بگذارید؟ چگونه می‌توانید مطمئن شوید همه‌ی مردم و از هر سطحی، اولویت‌های زمان حال را درک می‌کنند؟ راه حل ساده است؛ آموزش بدهید! آموزش‌دادن با سخنرانی در جلسات شرکت یا دستوردادن به زیردستان فرق دارد. سخنرانی و دستوردادن آموزش نیست، دیکته‌کردن است.

اینکه به مردم بگویید چه‌کار کنند، تضمین نمی‌کند آنها در آینده آنچه را که برای تفکر مستقل نیاز دارند، بیاموزند. برعکس، این کار باعث می‌شود آنها به شما یا مافوق‌هایشان بسیار وابسته شوند، به‌طوری که موقعیت‌ها را نادیده بگیرند و نوآوری و آموختن را کنار بگذارند.

نقاشی کودکان

نقاشی کودکان و نحوه آموزش آن

شناخت رنگها

شناخت رنگ برای نقاشی کودکان ضروری است؛ اما تحمیل رنگ به آنان که کدام رنگ را به کارببرند ضرورتی ندارد. چرا که کودکان دیر با زود یاد می گیرد که هرچیز رنگ مخصوص به خود را داراست.

کلاس نقاشی

 کلاسی نقاشی کودکان باید هماهنگ با روانشناسی کودک باشد. اگر کلاس بر پایه اینگونه آموزش ها باشد مفید بوده و کودک به زمینه بسیار خلاقی دست خواهد یافت .

هدف از آموزش نقاشی

هدف از آموزش نقاشی این نیست که کودکان نقاش بارآورده شوند. این نکته مسلم است که هر یک از کودکان دارای استعدادهای نهفته ای هستند که شاید خود و حتی نزدیک ترین کسان شان از وجود آنها، بی خبر باشند. هدف آن است که این استعدادهای خفته، بیدار و آشکار شوند و چشم و گوش کودک نسبت به محیط و طبیعتی که در آن زندگی می کند، بازتر شود.

در آموزش کودک از مقایسه کودکان و آثار آنها با یکدیگر و همچنین تحمیل عقاید به کودکان باید پرهیز کرد ک باید به تقویت انگیزه‌ها توجهی خاص داشته باشیم.

در نقاشی کودکان محل نقاشی، مرزبندی و نوع رنگ می‌تواند اطلاعاتی را در مورد شادی‌ها، اضطراب و ترس‌ها و عشق کودک ارایه کند، کودک می‌تواند سخن خویش را از طریق این اشیاء به ما بدهد ولی نقاشی کودکان را نمی‌توانیم به طور کامل به عنوان شاخص هوش کودک استفاده کنیم چون عوامل زیادی درهوش کودک تاثیر دارند که یکی از آنها نقاشی است.

نقاشی آزاد

یکی از شیوه های خوب تمرین فکر برای کودکان، نقاشی های آزاد و خیالی است. چون کودکان بدون اینکه اجباری در کار ببینند به میل و دلخواه خود، برای ایجاد تنوع و انتخاب موضوع و شکل های مختلف و… فکر می کنند.

موضوع نقاشی 

تحمیل کردن موضوع نقاشی به کودکان درست نیست، مگر بعضی اوقات که معلم موضوعی را تعیین کرده و کودکان نیز آزاد باشند که هر موضوع دیگری را دوست دارند ترسیم کنند و الزامی به کشیدن موضوعی که معلم پیشنهاد کرده است، نداشته باشند.

کشیدن شکل های تزئینی و دیگر تصاویر توسط بزرگ ترها در دفتر نقاشی کودکان، کاری درست نیست. از مواردی که توانائی های کودکان را نادیده گرفته و کودکان، نقاشی خود را با آنان مقایسه کرده و فکر کنند کارشان در مقابل آن، چیزی کمتر و یا ضعیف است، باید اجتناب کرد.

آنچه در آموزش نقاشی  به کودکان اهمیت دارد نظارت بر روند پیشرفت آن‌ها و پیشنهاد روش‌های جدید است.

در پنج سال نخست زندگی کودک، آموزش نقاشی  تنها به فراهم آوردن زمان، مکان، ابزار لازم و تشویق محدود می‌شود. در سال‌های بعد می‌توانید شروع به آموزش مهارت‌های جدید به کودک کنید؛ مهارت‌هایی نظیر نقاشی کردن مشاهدات، تمرین پرسپکتیو و کشیدن صحیح نسبت‌ها. نباید کودکان را مجبور به تغییر سبک یا دیدگاه کنید.

از کار آن‌ها انتقاد نکنید یا سعی نکنید آن‌ را تصحیح کنید. بیش از هرچیز آن‌ها را تشویق کنید، به کارشان نظارت کنید و از آن‌ها سوالات باز بپرسید. این سوالات باعث می‌شود کودک به‌عنوان یک هنرمند جزئیات و احتمالات بیشتری را ببیند و تصور کند.

نقاشی کودکان

آموزش به کودکان 15 ماهه تا 5 ساله

هنر را بخشی از برنامه روزمره کنید. خلق آثار هنری را با بازی همراه کنید. اگر می‌خواهید از ریخت و پاش خانه جلوگیری کنید، برای آموزش نقاشی  یک محوطه‌ی مخصوص در نظر بگیرید. کاغذ بزرگی را زیر دست کودک بگذارید تا روی آن نقاشی کرده و رنگ‌ها را روی آن بریزد. از لباس‌های قدیمی یک روپوش درست کنید. با پهن کردن کاغذ روی میز، کودک می‌تواند بدون محدودیت روی نقاشی تمرکز کند. برای آموزش نقاشی  مداد شمعی و ماژیک‌های قابل شستشویی تهیه کنید که در دست گرفتن‌شان برای کودک راحت باشد.

کودکان آموزش نقاشی  را با خط خطی کردن شروع می‌کنند. حدود 2 سالگی این خط خطی‌ها کنترل‌شده‌تر و تکراری می‌شوند و کودک رفته رفته می‌آموزد مداد شمعی و ماژیک را با انگشت شست بگیرد و بیشتر روی آن کنترل داشته باشد.

در این سن وسایل و ابزار هنری متفاوتی را در اختیار کودک بگذارید. فقط روی وسایل نقاشی تمرکز نکنید، کودکان می‌توانند طرح‌های مختلفی را روی ماسه بکشند و یا با گل سفالگری اشکالی را بسازند و آن‌ها را روی صفحه‌ای بچسبانند. برای آن‌ها رنگ‌های قابل شستشو، گل سفالگری، گچ، قیچی‌های مخصوص کودکان و کاغذهای مختلف تهیه کنید و در محلی که دسترسی به آن‌ها راحت باشد قرار دهید.

درس ندهید. کودک با خط خطی کردن مهارت‌های حرکتی پایه را پرورش می‌دهد. هم‌چنین این کار باعث پرورش خلاقیت و نوآوری می‌گردد و راهی برای ابراز عقاید و خصوصیات کودک است. کودک در این سن نیازی به راهنمایی ندارد و تنها باید تشویق شود. هنگامی که نقاشی می‌کند درکنارش نشسته و با او صحبت کنید اما به هیچ عنوان سعی نکنید به او درس دهید.

در آموزش نقاشی  از تصحیح نقاشی کودک بپرهیزید. کودکان ممکن است چمن را بنفش نقاشی کنند یا انسان‌های معلق و نوزادانی به اندازه یک خانه بکشند. ایراد گرفتن از نقاشی کودک و تصحیح آن موجب از بین رفتن اعتماد به نفس کودک شده و روند طبیعی یادگیری را متوقف می‌کند.

 

مشاهده و نظارت کنید.

به‌جای تعریف بی‌جا از نقاشی کودک یا تصحیح آن، فقط نظارت کنید. به‌جای اظهار نظر درباره نقاشی، درباره چگونگی نقاشی کردن نظر دهید. مثلا هنگامی که کودک نقاشی می‌کند، بگویید:

«این دایره‌ها رو که کشیدی نگاه کن! بعضی از دایره‌های کوچک توی دایره‌های بزرگتر هستند»

یا مثلا بگویید « میبینم که داری از مداد رنگی نارنجی و سبز استفاده میکنی.» به او بگویید چه چیزهایی از نقاشی او را دوست دارید. برای مثال بگویید ­«اون خورشید بزرگ من رو به یاد یک روز کنار ساحل می‌اندازد.» یا «این رو خیلی دوست دارم که برگ‌های درخت رنگ‌های مختلفی دارند.»

سوالات باز بپرسید. وقتی که نقاشی کودک را می‌بینید نپرسید «این چیه؟» درعوض بپرسید «میشه درباره نقاشی‌ات برای من توضیح بدهی؟» اگر برای صحبت کردن از نقاشی ذوق و شوق داشت، سوالات بیشتری بپرسید. وقتی که کودک به صورت تجسمی نقاشی می‌کند، معمولا داستانی را تصور می‌کند. پرسیدن درباره جزئیات آن داستان آن‌ها را تشویق به کشیدن جزئیات بیشتر می‌کند.

نقاشی کودکان

هنر را به بخشی از یک روند عاطفی تبدیل کنید. چنان‌چه کودک‌تان احساسات شدیدی را تجربه می‌کند به آن‌ها ماژیک و کاغذ یا مقداری گل رس بدهید. برای مثال اگر کودک کج خلقی یا قهر می‌کند به او پیشنهاد دهید تا یک تصویر عصبانی نقاشی کند و یا اگر غمگین است یک نقاشی غمگین بکشد.

نوشته‌هایش را تایید کنید

حدود 2.5  تا 3.5 سالگی کودک شروع به کشیدن خطوط مارپیچ می‌کند که نشان‌دهنده‌ی کلمات هستند. این نقاشی‌ها اولین گام کودک در جهت نوشتن است. با رشد کودک این خطوط مارپیچ نیز پیچیده‌تر خواهد شد. ممکن است کودک با مارپیچ‌های کوتاه یا بلندی شروع کند یا اشکالی شبیه به حروف الفبا را بکشد. این نقاشی‌ها نشانه بسیار جالبی است از این‌که کودک این نکته را می‌فهمد که برای تبادل معنایی می‌توان از کلمات استفاده کرد.

در این مرحله کودک ممکن است بگوید که برخی از این مارپیچ‌ها معنای خاصی دارند و یا از شما بخواهد تا آن‌ها را بلند بخوانید. معنای خطوط مارپیچی راکه برای‌تان می‌خواند تصدیق کرده و برای خواندن باقی آن‌ها از خود او کمک بگیرید. بگذارید کودک از متن‌هایی که نوشته استفاده کند. او را به دفتر پست ببرید تا «نامه‌هایش» را (همراه با یک یادداشت) برای بستگان یا برای خودش بفرستد.

نقاشی‌های کودک را به دیگران نشان دهید و از آن‌ها نگهداری کنید.

با نصب کارهای هنری کودک روی دیوار او متوجه اهمیت و جذابیت کارهایش می‌شود. به جای ستایش تک تک نقاشی‌ها، آن‌ها را در معرض نمایش بگذارید. لازم نیست تمامی نقاشی‌ها را به دیوار بزنید. از کودک بپرسید کدام‌یک از نقاشی‌ها را می‌خواهد به دیوار بزند و نقاشی‌ها را هفتگی یا ماهیانه عوض کنید. نمونه نقاشی‌های کودک را در جایی نگهداری کنید تا او بتواند روند پیشرفت آن‌ها را ببیند.

آن‌چه بیش از نمایش کارهای هنری او اهمیت دارد، تائید کاری است که انجام می‌دهد. نمایش نقاشی‌ها هرگز نباید جایگزین تشویق کلامی پیشرفت نقاشی آن‌ها شود.

آموزش کتابخوانی

روش های آموزش کتابخوانی به کودکان

آموزش کتابخوانی به کودکان و علاقه مند کردن آن به کتابخوانی قطعا یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی است که لازم است تمامی پدران و مادران اصول مرتبط با آن را بلد باشند.

سرانه‌ی مطالعه در ایران پانزده دقیقه و هفت ثانیه است که در مقایسه با بعضی از کشورها بسیار پایین است. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و همچنین استعداد روز‌ افزون کودکان اگر والدین از موضوع کتابخوانی غافل شوند اصلا بعید نیست که موبایل و تبلت وسایر تکنولوژی‌ها جای کتاب خواندن را برای کودکان پر کنند و آن‌ها را کاملا از این یار مهربان جدا کنند.

بنابراین لازم است والدین انواع شیوه‌ها را برای علاقه‌مند سازی فرزندانشان به کتاب امتحان کنند. همچنین می‌توانید روش‌های داستان نویسی را از طریق این لینک مطالعه کنید: آموزش داستان کوتاه نویسی برای نوجوانان

همچنین باید بدانید که کودکانتان در هر سنی از چه نوع کتابی لذت میبرند.

آموزش کتابخوانی

صفر تا دو سالگی

بدیهی است که کودکان تا حدود سن یک سالگی معمولا چیز زیادی از متن کتاب را متوجه نخواهند شد. در نتیجه چیزی که بیشتر آن‌ها را به سمت کتاب جذب می‌کند تصاویر آن خواهد بود. از این رو بهتر است تا حدود سن یک سالگی کتاب‌هایی را تهیه کنید که تصاویری جذاب و همچنین پر رنگ و لعاب داشته باشند. همچنین سعی کنید بیشتر کتاب‌هایی را تهیه کنید که جنس آن‌ها کاغذی نباشد. زیرا هم دوام آن‌ها بیشتر است و هم این‌که از بریده شدن دست کودکانتان با کاغذ جلوگیری می‌کند.

تا حدود سن دو سالگی کودکان هم‌چنان بیشتر به تصاویر کتاب‌ها علاقه نشان می‌دهند. از طرفی دیگر بهتر است در این زمان آن‌ها را به متن کتاب نیز علاقه‌مند کنید. برای این منظور کتاب‌هایی را تهیه کنید که حاوی تصاویر بزرگ با متن های بسیار کوتاه باشند مثلا دو سه بیت شعر کوتاه که در حد صبر و حوصله‌ی یک کودک دو ساله باشد گزینه‌ی مناسبی به نظر می‌رسد. هم‌چنین به این نکته نیز توجه داشته باشید که کودکان در این سن به شدت اعمال والدین خود را تقلید می‌کنند بی آنکه  نسبت به ماهیت آن عمل آگاهی داشته باشند. پس برای موفقیت در این زمینه‌ میتوانید چند دقیقه‌ای از وقتتان را در روز صرف مطالعه کنید.

دو تا چهار سالگی

اگر تا دو سالگی فرزندتان را با کتاب آشنا کنید پس از دو سالگی کودک شما با کتاب عجین میشود. تا حدود چهار سالگی بهتر است از کتاب‌هایی که متن‌های آهنگین دارند استفاده کنید. شعر خوانی برای همه‌ی بچهها جذاب است پس چه بهتر که کتاب و شعر خواندن را باهم تلفیق کنید. در این صورت علاقه ی کودکتان به کتاب‌خوانی بیشتر شده و کتاب را تنها به خاطر تصاویرش دوست نخواهد داشت. از زمانی که فرزندتان رنگ‌آمیزی را فرا می‌گیرد وقت آن می‌رسد تا از کتاب‌های رنگ‌آمیزی بهره بگیرید. شما باید همزمان که فرزندتان مشغول رنگ‌آمیزی است هم متن یا همان شعر هر صفحه را برایش بخوانید.

سعی کنید در این سن کتاب‌هایی را انتخاب کنید که حدس پایان داستان آن راحت باشد. زیرا در این سن کودکان معمولا داستان‌ها را در ذهن خود تجسم می‌کنند و اگر پایان داستان کتاب با تجسم ذهنی آن‌ها یکی باشد کودک را برای گوش کردن به داستان‌های بعدی تشویق می‌کند. می‌توان از هر موقعیتی برای علاقه‌مند کردن کودکان به کتاب استفاده کرد. به عنوان مثال اکثر کودکان آب‌بازی کردن در وان حمام را دوست دارند پس چه بهتر که به جای استفاده از انواع عروسک‌های مخصوص حمام از کتاب‌‌های ضد آب استفاده کنید و در حین آب‌بازی فرزندتان کتاب‌های مخصوص حمام را در اختیارش قرار دهید.

به این نکته نیز توجه داشته باشید که در هیچ یک از این مراحل نباید فرزندتان را مجبور کنید که بنشیند و به داستان‌هایی که شما برایش می‌خوانید گوش کند. بلکه علاقه و اشتیاق خود کودک نیز در تک تک این مراحل بسیار مهم است.

آموزش کتابخوانی

چهار تا شش سالگی

از حدود سن چهار سالگی به بعد فرزندتان متوجه روایت‌های کتاب‌ها خواهد شد و آن ها را درک میکنند. از این سن به بعد می‌تواند داستان‌ها را به خاطر بسپارد بنابراین اصلا عجیب نخواهد بود که اگر از شما بخواهد داستان مورد علاقه‌اش را بارها و بارها برایش بخوانید. اگر در این سن برخی از حروف الفبا را هم به فرزندتان آموزش دهید او این حروف را در کلمات تشخیص می‌دهد و همین موضوع خودش می‌تواند انگیزه‌ای برای مطالعه‌ی کتاب در فرزندتان باشد.

فرزند شما هم‌چنان به تصاویر کتاب‌ها علاقه‌مند است و تصاویر راه ارتباطی او با کتاب هستند. پس این راه ارتباطی را قطع نکنید و از کتاب‌هایی استفاده کنید که دارای متن‌ها و یا شعر‌های طولانی‌تر باشند. تا حدود سن 6 سالگی استفاده از کتاب‌های رنگ‌امیزی هم‌چنان می‌تواند فرزندتان را به خواندن کتاب علاقه‌مند کند. سراغ علایق فرزندتان بروید به عنوان مثال تمامی کودکان بازی کردن نمایشنامه‌ها را دوست دارند. پس از گوش کردن به داستان کتاب آن داستان را به همراه  اعضای خانواده برایش بازی کنید.

پس از هفت سالگی

از حدود سن 7 سالگی که اندکی خواندن را فرا می‌گیرد کتاب‌هایش را با اشتباه می‌خواند و اغلب معنی کلمات را با توجه به مفهوم جمله متوجه خواهد شد. دیدن کلماتی که در مدرسه فرا گرفته در متن کتاب‌های داستانش برای او به شدت جذاب بوده و او را به خواندن هرچه بیشتر تشویق می‌کند.

در تمامی این مراحل شما موظف هستید نقش تک تک شخصیت‌های داستان را برای کودکتان ایفا کنید. همچنین صدایتان را بالا و پایین ببرید متناسب با هر شخصیت صدای خاصی تولید کنید.

این نکته را به خاطر داشته باشید که کودکان همواره در حال الگو برداری از شما هستند. اگر شما همیشه اوقات فراغت خود را با گوش دادن به موسیقی و رفتن به مراکز خرید یا دیدن تلوزیون و فیلم‌های سینمایی می‌گذرانید نمی‌توانید از فرزندتان توقع داشته باشید که وقت‌های آزادش را با کتابخوانی پر کند. کتابخوانی آن‌هم به صورت خانوادگی می‌تواند بسیار برای فرزندتان جذاب باشد./منبع

دمو برای تدریس زبان

دمو دادن برای تدریس زبان

اگر قصد دارید از سال‌ها آموزش زبان در دوران تحصیل خود استفاده کنید و شغلی برای خودتان دست و پا کنید؛ راه بدی را در پیش نگرفته‌اید. اگر سطح زبان شما در حد IELTS7 باشد و مدرک TTC هم دارید نوبت آن رسیده است که در آموزشگاه‌های متفاوت حضور به هم برسانید و تقاضای تدریس خود را به گوش مدیران آموزشگاه‌ها برسانید.

بسیاری از آموزشگاه‌ها با یک مصاحبه ساده از صفر تا صد شما را متوجه می‌شوند و اگر سطح زبان شما مورد نیازشان باشد شما را استخدام خواهند کرد.

 اما روش دیگری هم برای استخدام وجود دارد و آن هم ارائه دمو برای تدریس زبان انگلیسی است.

دمو چیست؟

حتما می‌دانید که دمو یک جلسه از کلاس درس شما است که باید قبل از استخدام در یک موسسه آموزشی آن را به مسئول مربوطه برای استخدام ارائه دهید. ما در اینجا چند مرحله ضروری برای دموی شما را فراهم آورده‌ایم.

1. به موقع حاضر شوید.

اگر قرار است شما یک کلاس واقعی را پیاده کنید باید بدانید ساکت نگهداشتن چند نوجوان پرانرژی در محیط آموزشگاه از هر کاری سخت‌تر است. پس اولین کار این است که بدترین حالت را برای رسیدن به مقصد در نظر بگیرید تا به هنگام در کلاس حاضر باشید.

2. اصولی لباس بپوشید.

ظاهر تمیز و آراسته و مناسب یک محیط آموزشی از ملزومات یک مدرس زبان به شمار می‌رود. دوستی از خاطره یکی از Observe هایش تعریف می‌کرد که بعد از کلاس به مدرس گفته بود همه چیز خوب است فقط در هنگامی که دستت را برای تدریس روی تخته بالا می‌بردی نافت مشخص بود! پس در هر آموزشگاهی حداقل‌هایی برای رعایت کردن وجود دارد.

دمو برای تدریس زبان

3. متریال (material) ارائه دهید.

فقط خواندن صفحات کتاب و چک کردن تلفظ و استرس لغات برای ارائه دموی استخدام کافی نیست. سعی کنید همه آن چیزی را که در چنته دارید برای ارائه دمو یک جا جمع کنید. پاور پوینت بسازید، تکه‌هایی از فیلم یا اسکریپت آن را به افراد بدهید، hand out آماده کنید و هزار و یک راه دیگر برای جلب نظر فرد مصاحبه کننده را در نظر بگیرید.

4. از مخاطبانتان استفاده کنید.

تمام افراد حاضر در آن‌جا را مانند اعضای کلاس خود بدانید. از آن‌ها برای پرسش و پاسخ استفاده کنید و تا می‌توانید یخ کلاس را از بین ببرید.

5. شوخی کنید.

قطعا فضای کلاس دمو استرس‌آور و رسمی خواهد پیش رفت. اما شما تمام تلاش خود را بکنید تا از یک فرصت مناسب برای شوخی در کلاس استفاده کنید. آن را خیلی کش ندهید. دو یا سه دقیقه خنده نقش یک استراحت 10 دقیقه‌ای را برای مخاطب شما بازی خواهد کرد.

6. بهترین لغات را انتخاب کنید.

شاید در ارائه دمو تدریس زبان بیشتر مهارت شما برای اداره کلاس در نظر گرفته شود اما فراموش نکنید شما با انتخاب سطح لغاتی که از آن استفاده می‌کنید سطح حقوق و کلاس خود را مشخص می‌کنید. اگر کلاس‌های Kids را بیشتر می‌پسندید از لغات ساده استفاده کنید و اگر کلاس بزرگسالان یا سطوح پیشرفته مد نظر شماست سطح لغات مورد استفاده را تا حد ممکن بالا ببرید.

7. از ابزارهای کلاس استفاده کنید.

ویدیو پروژکتور: اسلاید بسازید و با خود ببرید. قبل از کلاس از شرایط استفاده از ویودیو پروژکتور استفاده کنید، از جای کنترل مطلع شوید و نحوه کار با آن را از منشی بپرسید.

اسپیکر: از حس شنوایی حاضرین برای تدریس زبان نهایت استفاده را ببرید. اگر صفحات شما دارای بخش‌های شنیداری است آن را همراه خودتان ببرید. اگر هم اینطور نیست از موسیقی یا فیلم برای این کار کمک بگیرید.

تخته: از تخته برای ایجاد طوفان فکری، نوشتن املای لغات، معرفی اصطلاحات جدید و کاربردی کمک بگیرید. از رنگ‌های متفاوت استفاده کنید و قبل از کلاس آن‌ها را چک کنید.

فضای کلاس: مانند یک پیرمرد خسته دائما بر روی صندلی ننشینید. تا می‌توانید در محیط کلاس قدم بزنید یا سرپا بایستید. یا حتی بر روی میز بشینید. این کار احساس شادابی بیشتری به مخاطبان شما القاء می‌کند.

موارد بالا نکاتی بود که جهت اطلاعات بیشتر در زمینه ارائه دموی تدریس زبان برای استخدام بیان کردیم. اما فراموش نکنید شما برای ارائه دمو قبل از هر چیز نیاز به نوشتن یک طرح درس مناسب دارید. این که چطور طرح درس بنویسید چیزی است که در دوره ttc  آن را آموزش می‌بینید اما می‌توانید مقاله‌ی زیر را هم بخوانید:

طرح درس روزانه؛ چرا و چگونه؟

داستان نویسی

آموزش نوشتن داستان کوتاه برای نوجوانان

نویسندگی کار آسانی نیست و نوشتن یک داستان کوتاه خوب از آن هم سخت‌تر بنظر می‌رسد.

برای مثال به خروجی‌های شرکت پیکسار دقت کنید. فیلم‌های این استودیو به طور شگفت‌انگیزی هر روز نسبت به روز قبل بهتر می‌شوند. شاید اگر بدانید که به سرانجام رساندن یک فیلم معمولی در این استودیو 6 سال زمان می‌برد کمی از این تعجب شما کاسته شود و بیشتر درک کنید که خوب نوشتن یک هنر تصادفی نیست و به زمان، زحمت، دانش و تجربه نیاز دارد.

اهمیت داستان کوتاه

نوشتن داستان کوتاه همیشه بهترین راه کسب تجربه در زمینه نویسندگی بوده است.  نویسنده‌های بزرگ مانند ارنست همینگتوی، لئو تولستوی قبل از نوشتن اولین رمان خود به داستان نویسی پرداخته بودند و آن را در نشریات منتشر می‌کردند.

نوشتن داستان کوتاه بهترین راه برای کسب سریع تجربه در زمینه نویسندگی است.

چگونه داستان کوتاه بنویسیم ؟

داستان بخوانید

استفان کینگ نویسنده بزرگ جهان می‌گوید: اگر شما وقت برای خواندن نداشته باشید؛ وقت برای نوشتن داستان کوتاه نخواهید داشت.اگر تا به حال داستان کوتاه نخوانده‌اید برای داستان نویسی با مشکل روبرو خواهید شد. اما اگر صدها داستان کوتاه خوانده باشید با بررسی یک یا دو داستان کوتاه خواهید توانست تا فرم معمول در داستان کوتاه را به درستی تشخیص دهید.

شاید خواندن این مطلب به شما کمک کند : آموزش کتابخوانی

جمله کلیدی بنویسید.

سعی کنید تمام داستان کوتاه خود را در یک جملۀ یک خطی خلاصه کنید. این جمله هستۀ اصلی داستان شما را شکل می‌دهد. یک جمله کلیدی برای داستان کوتاه “یک شاخه رز برای امیلی”: یک زن تنهای جنوبی بعد از طرد شدن توسط معشوقه‌اش که در خانه‌اش مرده پیدا می‌شود.

فرمول نوشتن جمله کلیدی: نقش اصلی + توصیف نقش اصلی(تنهای جنوبی) + یک اتفاق (پیدا شدن جنازه) + یک کشمکش (طرد شدن توسط معشوقه)

نوشتن جمله کلیدی به شما کمک خواهد کرد تا بدانید داستان شما درباره چیست.

شروع به نوشتن داستان کنید. اغلب راهنماها توصیه می‌کنند که سعی کنید پاراگراف اول جذابی بنویسید. هرچندیک شروع جذاب اهمیت بسیار بالایی دارد اما نوشتن آن برای فردی که قرار است اولین داستان کوتاه خود را بنویسد کار بسیار سختی خواهد بود.

چاره چیست؟ شما نیاز خواهید داشت تا متن اولیه داستان خود را حدودا 2 برابر طول متن اصلی بنویسید. مثلا اگر می‌خواهید ی داستان کوتاه 5،000 کلمه‌ای بنویسید باید در ابتدا داستان کوتاهتان را 10،000 کلمه‌ای در نظر بگیرید. حتما می‌پرسید چرا؟ به این دلیل که بعد از اتمام داستان نویسی ما نیاز پیدا خواهید کرد تا بهترین کلمات و جملات را از بین سایر کلمات برای داستانتان انتخاب کنید. جملات اضافه و هجو را از آن بگیرید تا حوصله مخاطب را سر نبرد.

بازنویسی و ویرایش

خوب نوشتن در حقیقت خوب بازنویسی کردن است.  بعد از نوشتن داستان اولیه نوبت به حذف، بازنویسی و ویرایش می‌رسد. این سخت‌ترین بخش نوشتن یک داستان کوتاه به شمار می‌رود. این کار مانند پارو زدن در یک باتلاق است.

 برای راحت کردن داستان نویسی خود داستان کوتاهتان را چندین بار بلند بخوانید و سعی کنید جملاتی را که روان نیسند را عوض کنید. آن‌هایی را که از نظر دستوری مشکل دارند ویرایش کنید و آن‌هایی را که تکراری به نظر می‌آیند خط بزنید.

 تایید نهایی

اگر خودتان مطمئن شده‌اید داستان کوتاه تازه متولد شما از همه نظر مناسب است آن را برای چند فرد مطمئن بفرستید تا نظراتشان را درباره داستان کوتاه شما بیان کنند. این کار قطعا به ما در پیدا کردن نقاط ضعف و قوت داستان کمک خواهد کرد اما بدانید نهایتا این شما هستید که برای اعمال تغییرات باید نظر بدهید.

داستان نویسی

3 گام برای یادگیری نوشتن یک داستان خوب

اهمیتی ندارد که شما تازه شروع به نوشتن کرده‌اید یا در زمینه نوشتن تجربه دارید. شما در هر موقعیتی که باشید یاد گرفتن اطلاعات جدید می‌تواند سطح کاری شما را بالاتر ببرد. در چند خط پیش رو ما تلاش می‌کنیم تا شما را حداقل یک قدم به نوشتن بهتر نزدیک کنیم.

       1. در یک جلسه بنویسید.

پیش‌نویس داستان را در کوتاه‌ترین مدت ممکن بنویسید. اگر در حال داستان نویسی هستید تلاش کنید تا در یک جلسه تمام شود. اگر هم در حال نوشتن یک رمان هستید سعی کنید تا پیش‌نویس بیشتر از یک فصل (سه ماه) طول نکشد.

در مورد نوشتن پلات نگران نباشید. شما می‌توانید این کار را بعد از این که قصه شکل گرفت انجام دهید. پیش‌نویس اول معمولا اکتشافات شما برای داستانتان است. شما مثل یک باستان شناس در حال گودبرداری از یک شهر قدیمی هستید. در وحله اول ممکن است فقط سرنخ‌هایی از اینکه در کجا قرار دارید داشته باشید اما به مرور و با پیشروی اطلاعات شما از پروژه در دستتان کامل‌تر خواهد شد. الان فقط رو به جلو پیش بروید!

       2. به نقش اصلی داستان بپردازید.

داستان‌ها همیشه حول نقش اصلی می‎چرخند. اگر نقش اصلی داستان شما خوب نوشته نشود داستان کوتاه خوبی هم به وجود نخواهد آمد. گرفتن یک تصمیم مهم در داستان چیزی است که نقش اصلی آن را بر عهده دارد. نقش اصلی در طول داستان باید تصمیم بگیرد که خودش را وارد این ماجرا (خوب یا بد) بکند یا نه و عواقب این داستان برای هر تصمیم که بگیرد چه خواهد بود. برای جزییات بیشتر می‌توانید به سایر نقش‌ها هم بپردازید. مثلا نقش منفی داستان، نقش مکمل داستان که اغلب جنبه لطیف نقش اصلی را به مخاطب نشان می‌دهد.

       3. تردید و درام خلق کنید.

ایجاد تردید در ذهن خواننده هیجان داستان شما را هزاران برابر خواهد کرد. برای ایجاد تردید، تقدیر شخصیت اصلی باید در معرض تغییر سریع قرار بگیرد. با ایجاد سوالات درام در ذهن مخاطب مانند “بالاخره می‌تونه از پسش بربیاد؟ بالاخره می‌تونه مرد رویاهاش رو پیدا کنه؟” خواننده را برای مطالعه و فهمیدن اتفاقات بعدی ترغیب کنید.

داستان نویسی

نکته: برای این که به خوبی از پس ایجاد تردید در داستان‌های کوتاه خود بربیایید هیچ چیز به اندازه تغییر دقیق اطلاعات داده شده به خواننده تاثیرگذار نیست. مانند فاش کردن اطلاعات بیشتر از زبان یکی از نقش‌های داستان که تمامی آنچه را که تا به حال به مخاطب داده‌اید دستخوش تغییر کند.

آموزش فلسفه

آموزش فلسفه کودکان

آموزش فلسفه برای کودکان

چرا خدا رو نمیشه دید؟ چرا باید بریم مدرسه؟ چرا آدما می‌خوابن؟ و هزاران چرای دیگر سوالاتی است که اغلب کودکان در سنین قبل از مدرسه شروع به پرسیدن آن می‌کنند. احتمالا شما به عنوان یک پدر و مادر موفق و با حوصله می‌خواهید تا به آنان برای پاسخ دادن به سوالات بزرگشان کمک کنید. ما چند راه برای تشویق کردن فیلسوف کوچک شما پیدا کردیم که برای پاسخ دادن به سوالاتش مفید خواهد بود.

همه والدین می‌دانند که بچه‌ها علاقه بی انتهایی به کلمه “چرا؟” دارند. مثلا سوالی مانند “چرا من باید بچه خوبی باشم؟” شاید در ابتدا کمی کودکانه بنظر برسد اما  در حقیقت سوال یک فیلسوف بزرگسال هم می‌تواند باشد.

کودکان تازه به این جهان قدم گذاشته و به همین دلیل سوالات بسیار زیادی درباره آن دارند. این کنجکاوی طبیعی در آنان است که باعث می‌شود تا از جهان ما فلاسفه‌ای مانند ملاصدرا و سقراط متولد شود. پس چه بهتر که از این کنجکاوی نهایت استفاده را ببرید و کودکتان را در منزل کمی با فلسفه آشنا کنید.

آموزش فلسفه

ضرورت تدریس فلسفه به کودکان

مطالعه کردن درباره چگونگی زندگی بشر بر روی این کره خاکی موجب می‌شود تا فرزند شما ارزش زندگی کردن خود را بیشتر بداند، سطح بالاتری از درآمدزایی را داشته باشد و شهروند بهتری برای جامعه‌اش باشد. فکر کردن درست، تحمل نظر مخالف، صحبت کردن در جمعیت تنها سر سوزنی از فواید بسیار آموزش فلسفه به کودکان محسوب می‌شود.

اما مهم‌ترین چیزی که فلسفه به کودک شما می‌دهد سوال پرسیدن است. به گفته ارزش هیچ چیزی قبل از زیر سوال بردن آن چیز پیدا نمی‌شود. کودک شما با سوال پرسیدن درباره زندگی حتما ارزش آن را خواهد شناخت و زندگی مفیدتری نسبت به سایرین خواهد داشت. آموزش فلسفه باعث می‌شود تا کودک شما به این فکر کند که چطور می‌تواند زندگی بهتری برای خودش ایجاد کند.  

سایرین این مقاله را دوست داشته‌اند: سن مناسب آموزش موسیقی برای کودکان

چطور به فرزندم فلسفه بیاموزم؟

این کار می‌تواند شروع بسیار ساده‌ای داشته باشد. معمولا این کار با تعریف کردن یک داستان شروع می‌شود. یک نمونه از داستان‌های فلسفی را در اینجا برای شما بازگو کرده‌ایم و در ادامه نیز لینک موارد بیشتر را قرار می‌دهیم.

یک نمونه داستان فلسفی

شهر بزرگی به نام سردین بود که مردم شهر، از صبح تا شب اونجا کاری می‌کیردن و زحمت می‌کشیدن اما باز فقیر بودن. این شهر یه حاکم خیلی بد داشت که مردم ان رو دوست نداشتند.همه مردم شهر می‌دونستند که پادشاه زورگو می‌خواد همه وسایل مردم رو بگیره برای خودش. واسه همین کوچیک و بزرگ شهر تا پادشاه رو می‌دیدن فرار می‌کردن.

یه روز که پادشاه داشته برای شکار خارج از شهر می‌رفته، سربازهاش جلوتر می‌تاختن و مردم رو فراری می‌دادن.

این میون پادشاه می‌دید که همه دارن فرار می‌کنن. چشمش به چند تا بچه افتاد که داشتن بازی می‌کردن.

وقتی سربازای پادشاه به بچه‌ها رسیدن، همۀ بچه‌ها پا به فرار گذاشتن؛ غیر از یه نفر! پادشاه خیلی تعجب کرد، نزدیکتر اومد و داد زد: «چرا فرار نکردی!»

کودک با تعجب جواب داد: «برای چی فرار کنم؟»

پادشاه با غرور گفت: “مگه نمیدونی من پادشاه بزرگ این سرزمینم؟” کودک بدون این که بترسه با آرامش گفت:” نه من راه شما را گرفتم و نه شما راه من رو! برای همین هم فرار نکردم و سر جای خودم موندم”

 

پس از خواندن داستان، کودکتان را راهنمایی کنید تا نکات پنهان شده در داستان را بیان کنند. برای مثال اگر کودک شما به جنبه شجاعت کودک در داستان فوق اشاره کرد می‌توانید بحث را در همین زمینه پیش ببرید. سوالاتی بپرسید که شجاعت را به چالش بکشد. مثلا:

ـ شجاعت یعنی چی؟

ـ چجوری بفهمیم کی شجاعه؟

ـ فرق بی ادبی و جسارت با شجاعت چیه؟

ـ شجاعت باعث دردسر هم میشه؟

چند داستان بیشتر در اینجا برای کودکان وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.

 

تقریبا در تمام کتاب‌ها سوالاتی مانند داستان فوق وجود دارد. کتاب‌های کودکان اغلب چهارچوب‌های زندگی ما را به چالش می‌کشند که می‌تواند دست‌مایه مطرح کردن سوالات فلسفی برای شروع کار باشد.

در هنگام تعریف کردن داستان تلاش کنید تا با خلق احساسات ذهن کودک خود را برای پاسخ دادن به سوالات درگیر کنید. اگر فرزند شما با شخصیت اول داستان احساس رفاقت کند زمان بیشتری ذهنش درگیر افاقات داستان خواهد شد و در نتیجه برای پیدا کردن سوال بیشتر فکر خواهد کرد.

هدف شما از مطرح کردن این سوالات جواب دادن به آن‌ها نیست؛ بلکه هدایت آنان برای درست فکر کردن است. چیزی که شما باید در کودکی فرزندانتان به دنبال آن باشید در حقیقت فعال کردن پروسه فکر کردن در آنان است. چرا که امروزه با پیشرفت سریع تکنولوژی پروسه فکر کردن در میان انسان‌ها سطحی‌تر از قبل شده است. از این رو نیاز است تا با شروع به فکر کردن و سوالات فلسفی نرمش ذهنی برای فرزندتان ایجاد کنید.

منابع کمک آموزشی برای تدریس فلسفه به کودکان

هر چند که بزرگترین فیلسوف جهان مرحوم ملاصدرا در ایران متولد شده است اما این علم مانند سایر علوم انسانی در ایران با استقبال چندان خوبی روبرو نبوده است. آموزش فلسفه به کودکان نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. آموزش فلسه به کودکان در اروپا پرسابقه‌تر از ایران است.

اگر دنبال منابع کمک آموزشی برای آموزش فلسفه به کودکان می‌گردید و تسلط به زبان انگلیسی دارید در منابع انگلیسی به نتایج بسیار بهتری خواهید رسید.مثلا سایت philosophy for children یک منبع آموزشی مناسب است که هم روال کار را کامل به شما توضیح می‌دهد و هم داستان‌ها و سوال‌ها و کتاب‌های بسیاری در آن وجود دارد.

 

اموزش موسیقی

موسیقی کودکان زیر هفت سال

همه ما داستان‌هایی درباره افراد بسیار مشهور در زمینه  موسیقی کودکان شنیده‌ایم. از موتزارت که اولین سمفونی‌اش را در 8 سالگی نوشت تا استیو که موتون را در 11 سالگی آفرید. این مثال‌ها این سوال را برای والدین ایجاد می‌کند که آیا خوب است فرزندشان را از دوران کودکی با موسیقی آشنا کنند تا آینده‌ای بهتر داشته باشد؟!

از طرفی دیگر وقتی والدین تصمیم خود را مبنی بر نام نویسی فرزندشان در کلاس موسیقی با اطرافیان مطرح می‌کنند اغلب افراد (حتی متخصصین در امر موسیقی) پیشنهاد می‌دهند که آموزش موسیقی کودکان را به صورت حرفه‌ای خیلی زود شروع نکنید. چرا که آموزش موسیقی قبل از تمامل مهارت‌های لازم برای نواختن یک ساز می‌تواند باعث دلسردی کودک شما شود و چه بسا که میل او را برای یادگرفتن موسیقی تا به ابد کور کند.

چه بسا افرادی که خاطره ناخوشایندی از اجبار والدینشان برای یادگیری یک ساز (که به آن علاقه‌ای نداشتند) را به یاد می‌آورند و تا کنون نیز از آن ساز خاطره خوبی ندارند.

کار درست کدام است؟ چطور باید تشخیص دهیم که فرزندمان آمادگی شرکت در کلاس‌های موسیقی را دارد؟ آیا استعداد نواختن موسیقی را دارد یا ثبت نام در این کلاس‌ها صرفا اسراف وقت و هزینه است؟ پس از سیدن به مهارت‌های لازم کدام ساز را انتخاب کند؟

تحقیقات نشان می‌دهند که از ابتدای تولد تا سن 9 سالگی زمان مناسبی برای ارتقای قوای موسیقیایی در کودک به شمار می‌رود. در این سن است که ساختار ذهنی و مکانیزم های پردازش و درک موسیقی در اول راه پیشرفت قرار دارند و به دلیل امکان برنامه پذیری سن مهمی به شمار می‌روند.

پس آموزش موسیقی در این سن نه به دلیل انتخاب ساز و حرفه‌ای شدن در آن؛ بلکه به دلیل شناخت موسیقی و تکامل رشد مغز برای کودکان صورت می‌گیرد. اگر این هدف شماست می‌توانید از همین حالا آموزش موسیقی به کودکتان را شروع کنید.

اموزش موسیقی

آموزش موسیقی در این سن به صورت خیلی رسمی صورت نمی‌گیرد. والدین در این سنین برای آماده‌سازی کودکشان می‌توانند آنان در محیط‌های مانوس با موسیقی قرار دهند. برای شروع آموزش موسیقی باید سعی کنید تا فرزندتان به صدای موسیقی دقت کند. با موسیقی بازی کند، همراه با آن آواز بخواند و یا در مقابل او سازی را بنوازید.

تقریبا در نزدیکی 3 سالگی

کودک زمان آن فرا می‌رسد تا فقط کمی درس موسیقی بیاموزد. باز هم تاکید می‌کنیم که هدف یاد گرفتن یک ساز نیست. فقط کمی در زمینه تشخیص بیت‌ها و ملودی یا تفاوت بین سازها جلوتر بروید. اگر خودتان در این زمینه سررشته دارید اجباری نیست که فرزندتان را در کلاس‌های خارج از منزل ثبت نام کنید. اما اگر فکر می‌کنید اطلاعات لازم را ندارید می‌توانید از افراد صاحب نظر در این زمینه مشورت بگیرید. به هر حال همانطور که گفته شد کلاس رسمی در این سن چندان قابل توصیه نیست.

تا سن 5 سالگی

 اغلب بچه‌ها توانایی لازم برای شرکت در کلاس‌های موسیقی را به صورت جدی‌تر کسب می‌کنند. حتی در این سن هم هدف از آموزش موسیقی این نیست که کودک بتواند یک پرفورمنس عالی اجرا کند. ولی درک بیشتری از موسیقی باید اتفاق بیفتد. پیانو و ویولون دو سازی است که در این سن بیشتر آموزش داده می‌شود. همچنین آموزش گیتار و ریکورد هم موفقیت آمیز بوده است.

در 10 سالگی کودک شما یک تنوع وسیعی از ساز در مقابلش دارد که می‌تواند هر کدام که به سلیقه‌اش نزدبک‌تر است را برگزیند. اگر ساز انتخابی فرزند شما بزرگ است نگران نباشید؛ چرا که در این سن او توانایی و قدرت حمل و در دست گرفتن سازهای بزرگ را دارد. در همین سن و سال است که هدف آموزش موسیقی از شناخت موسیقی به توانایی اجرای یک پرفورمنس عالی تغییر پیدا می‌کند.

چطور استعداد موسیقی کودکان خود را بفهمیم ؟

حرکات موزون

اگر هنگام شنیدن موسیقی کودک شما مطابق با موسیقی خودش را حرکت می‌دهد یا مطابق با ریتم با دستش ضرب می‌گیرد یعنی استعداد موسیقی را دارد. این علائم معمولا در سن 3 سالگی یا کمی بعد از آن در کودک ظاهر می‌شود.

دقت در حس شنوایی

حتما به صحبت‌های فرزندتان با دقت گوش کنید. مخصوصا هنگامی که از شنیده‌هایش در محیط اطراف صحبت می‌کند. اگر کودک شما در زمینه موسیقی مستعد باشد حتما گوش شنوای بسیار دقیقی خواهد داشت. مثلا کوچک‌ترین تغییر در صدای ماشین پدرش را حس می‌کند، به صدای آب دقت می‌کند یا در مورد صدای اطرافیانش نظر می‌دهد.

تشخیص ریتم خارج

اگر می‌خواهید درک موسیقی کودکان را تست کنید کافیست تا برای او یک آهنگ با ریتم ناقص یا خارج اجرا کنید. اگر فرزند شما در زمینه موسیقی مستعد باشد خیلی سریع می‌فهمد که کجای کار ایراد دارد.

سخن پایانی

ما در این مقاله تلاش کردیم تا پیش زمینه‌های لازم برای آموزش موسیقی کودکان را برای شما توضیح دهیم. پس از خواندن این مقاله اگر تشخیص دادید که فرزندتان می‌تواند در کلاس‌های موسیقی شرکت کند می‌توانید از آموزشگاه‌های معتبر موسیقی در سطح شهر استفاده کنید یا در اپلیکیشن یکیتا برای پیدا کردن کلاس موسیقی مناسب جستجو کنید.

علاوه بر آموزش آزاد اگر فرزندتان استعداد بسیار بالایی در زمینه موسیقی دارد می‌توانید او را در مدارس موسیقی کشور ثبت نام کنید تا به طور آکادمیک موسیقی را در کنار تحصیلشان بیاموزند.

آموزش نقاشی

آموزش نقاشی کودکان 4 ساله

این روزها نقاشی کردن یکی از بی دردسرترین راه‌ها برای آرام نگه داشتن فرزند دلبندتان در آپارتمان‌های کوچک است. شما با آموزش نقاشی به کودکان به او کمک می‌کنید تا خلاقیتش را پرورش دهد، رنگ‌ها را بشناسد، اعتماد به نفس خود را بالا ببرد، با دقت به اشیا نگاه کند، اشکال را بشناسد و منظم باشد.

کودکان حدودا از یک سالگی می‌توانند مداد در دست بگیرند و خطوط کمرنگی روی برگه بکشند. آن‌ها در دوسالگی می‌توانند خطوط را بهتر بر روی برگه بکشند و به اشکالی که شما برایشان بر روی برگه می‌کشید واکنش نشان می‌دهند.

در سه سالگی تلاش می‌کنند تا اشکالی که شما برایشان تکرار کرده‌اید را تقلید کنند اما ممکن است هنوز در این کار چندان موفق نباشند.

کودکان حدودا در 4 سالگی به درستی مداد را در دستشان می‌گیرند. می‌توانند اشکال هندسی ساده را رسم کنند به همین دلیل آموزش نقاشی به کودکان 4 ساله با جدیت بیشتری دنبال می‌شود.

آموزش نقاشی

نکاتی قبل از شروع آموزش

1. کلاس نگذارید. برای شروع آموزش نقاشی به کودکتان کلاس را جدی نکنید. نیازی نیست تا از او بخواهید تا اشکالی را که شما یاد داده‌اید بکشد. خودتان در یک برگه شروع به کشیدن اشکال کنید. کودک شما سعی خواهد کرد که کار شما را تکرار کند. اگر علاقه‌ای به این کار ندارد او را اجبار نکنید و آموزش را به زمان دیگری موکول کنید.

2. محدودیت‌ها را کنار بگذارید. فضای نقاشی کودک را محدود نکنید. مثلا یک کاغذ بزرگ بر روی میز او بکشید تا با خیال راحت نقاشی کند. فضای نقاشی کودک هر چقدر بازتر باشد خلاقیت بیشتری برای نقاشی خواهد داشت.

3. ایراد نگیرید. هیچگاه در سنین پایین از نقاشی کودکتان ایراد نگیرید. کودکان با بنفش کردن یک درخت یاد می‌گیرند تا خلاق باشند. پس بهتر است به آن‌ها اجازه بدهید تا آنطور که راحت‌تر هستند نقاشی کنند. شما فقط باید کمی توانایی‌های او را هدایت کنید، نه بیشتر!

4. رنگ احساس بدهید. درباره نقاشی فرزندتان صحبت کنید. به آن آب و تاب بدهید. مثلا بگویید “حالا یک گل خوش رنگ بکشیم…”. نقاشی کردن یک پروسه مکانیکی نیست. کودک شما هر قدر دید لطیف‌تری به اشیاء داشته باشد آن‌ها را با دقت بیشتری خواهد کشید.

5. سوال بپرسید. دقت کنید تا سوالات شما رنگ و بوی ایراد نداشته باشد. مثلا به جای “این چیه کشیدی؟” بپرسید “میشه درباره نقاشیت توضیح بدی؟!” اگر دیدید فرزندتان درباره قسمت خاصی از نقاشی‌اش با شوق بیشتری توضیح می‌دهد سوالات بیشتری در آن زمینه بپرسید.{منبع}

ممکن است این مقاله به دردتان بخورد: مزیت‌های آموزش همراه با بازی

روش آموزش نقاشی

1. در ابتدا از کشیدن خط صاف شروع کنید. یک برگه خالی را با خط‌های صاف پر کنید و از کودکتان هم بخواهید به شما کمک کند.

هنگامی که دریافتید او می‌تواند خط صاف را به درستی رسم کند به سراغ شکل هندسی بعدی بروید.

2. دایره را به او بیاموزید. ابتدا خودتان یک مثال از دایره در محیط بیان کنید سپس از او بخواهید محیط اطرافش را ببیند و دایره‌ها را به شما نشان دهد. یک شکل ساده با دایره رسم کنید. مثلا یک آدم برفی با دو دایره ساده!

3. مثلث را به او بیاموزید. اگر فکر می‌کنید نام مثلث نامأنوس است از کلمه “سه گوش” استفاده کنید. یک شکل ساده با مثلث رسم کنید. مثل یک قایق با دو مثلث ساده

4. چهارگوش را به او بیاموزید. ابتدا شکل را بکشید سپس از محیط اطراف برای او مثال بزنید. بعد از او بخواهید تا به شما در کشیدن چهارگوش کمک کند. تلویزیون یک مثال خوب برای نقاشی از چهارگوش‌ها است.

5. اشکال ترکیبی را بکشید. مثلا یک خانه ساده با یک چهار گوش و یک مثلث بر روی آن!

در زیر چند نمونه از اشکال ترکیبی ساده را برای شما جمع کردیم می‌توانید از آن برای شروع آموزش نقاشی استفاده کنید.

نقاشی ساده

6. رنگ‌آمیزی را به او بیاموزید. برای رنگ‌آمیزی باید از یک گوشه شروع کرد و خط‌های هم جهت کشید. برای مثال دو نقاشی با رنگ‌آمیزی منظم و نا منظم برای کودکتان بکشید تا اهمیت نظم در رنگ کردن را یاد بگیرد. مداد رنگی باید نه خیلی محکم و نه خیلی آهسته بر روی برگه کشیده شود. توضیح دهید که اگر مداد را محکم بکشد رنگ‌آمیزی پر رنگ‌تر و اگر آهسته بر روی برگه بکشد رنگ‌آمیزی کم رنگ‌تر خواهد شد. اجازه دهید تا آزادانه رنگ‌های دلخواهش را برای هر کدام از اشکالش انتخاب کند.

7. کار با پاک کن. به او توضیح دهید که بعد از رنگ کردن یک نقاشی پاک کردن آن سخت خواهد شد. همچنین قبل از مطمئن شدن از شکل نقاشی باید آن را کم رنگ بکشد تا پاک کردن آن راحت باشد.

فواید نقاشی بر تربیت فرزند

  • گذشته از این که کودک شما استعداد بالایی در نقاشی دارد یا نه؛ نقاشی کردن به او کمک می‌کند تا با دوستانش تعامل کند. از آن‌ها مداد رنگی بگیرد یا به آن‌ها مداد رنگی قرض بدهد.
  •  اگر خواهر یا برادر همسن در خانه دارد می‌توانید برای افزایش تعاون در بین آنان از یک جعبه مداد رنگی مشترک استفاده کنید.
  • کودکان از یکدیگر در هنگام نقاشی شکل‌های جدید می‌آموزند اما دقت کنید تا فقط به شکلی که از دوستشان آموخته‌اند محدود نباشند.
  • کودکان نقاشی با رنگ‌های غلیظ را بسیار دوست دارند به همین دلیل نقاشی با پاستل یا گواش برای آنان بسیار پر هیجان است. اگر می‌خواهید برای آنان گواش بخرید دقت کنید تا به راحتی از سطوح منزل پاک شوند تا دردسرهای بعد از نقاشی کودکان را نداشته باشید.
آموزش در اینستاگرام

چطور در اینستاگرام درس بدهم؟

اینستاگرام محبوب‌ترین شبکه اجتماعی اشتراک گذاری تصاویر در جهان است. عکس‌های زیبایی که از دیدن آن حیرت خواهید کرد را در نظر بگیرید تا جزئیات زندگی روزمره زنان خانه‌دار! اما تا به حال فکر کرده‌اید که با استفاده از این شبکه اجتماعی همه‌پسند برای تدریس استفاده کنید؟

چرا اینستاگرام؟

ممکن است شما مدت زمان زیادی نباشد که در اینستاگرام عضو شده‌اید. چرا که تمام دانشجویان یا دانش‌آموزان شما دور تا دور شما را در این فضا احاطه می‌کنند. و این شبکه اجتماعی در نظر اول فضای مناسبی برای ارتباط دانش‌آموز و معلم به نظر نیاید. اما شما می‌توانید از همین فضای مشترک بین همه دانش‌آموزانتان استفاده کنید تا آن‌ها را کمی داناتر کنید. شاید باورتان نشود اما آن‌ها تا کنون چیزهای بسیاری از همین فضا آموخته‌اند. اکنون وقت آن رسیده است تا در کنار چت کردن و سرگرمی کمی اطلاعات تخصصی هم از راه اینستاگرام به خورد دانش‌آموزان بدهید.

دلیل دومی که ما را ترغیب می‌کند تا آموزش از طریق اینستاگرام را شروع کنیم حافظه تصویری قوی در انسان‌هاست. گاهی یک عکس می‌تواند ارزشمندتر از هزار کلمه باشد. محبوبیت استوری‌های اینستاگرام هم نشان‌دهنده همین حقیقت است.

آموزش در اینستاگرام

نکاتی برای تدریس در اینستاگرام

1.   در راستای هدف حرکت کنید.

اگر شما دلیل فعالیتتان در اینستاگرام را به طور روشن مشخص نکنید دچار شکست خواهید شد. به شما پیشنهاد می‌کنیم تا قبل از شروع فعالیت در اینستاگرام به سوالات زیر پاسخ دهید:

    مخاطبان من چه کسانی هستند؟

    من دقیقا در اینستاگرام چه هدفی را دنبال می‌کنم؟

این مقاله ممکن است به دردتان بخورد: بهترین نرم‌افزار ساخت فیلم آموزشی

2. زیبایی بصری بسازید.

در ساخت محتوای خود زاویه دید خاصی دارید؟ همه چیز را از زاویه‌ای نگاه می‌کنید که مردم به آن توجه نمی‌کنند؟ برای فعالیت در اینستاگرام ضمن تمرکز بر مهارت تخصصی خود خلاقیت را سرلوحه کارتان قرار بدهید.

3. شروع  کنید در اطراف خودتان ارتباط ایجاد کنید.

شبکه‌های اجتماعی رسانه‌های دو طرفه هستند. از آن‌ها برای مخابره کردن محتوا و ارتباط یک طرفه استفاده نکنید. حقیقت این است که شما باید از محتوایتان برای ایجاد ارتباط استفاده کنید. افرادی که محتوای مورد علاقه شما را ایجاد می‌کنند پیدا کنید، پست‌هایشان را لایک کنید، آن‌ها را دنبال کنید، نظر بگذارید، به آن‌ها پیام بدهید، با آن‌ها چت کنید. این همان راهی است که به شما کمک می‌کند تا بالا بیایید و قدرت اینستاگرام را ببینید. در غیر این صورت کار شما در شبکه‌های اجتماعی با شکست روبرو خواهد شد.

4. از اهرم هشتگ استفاده کنید.

کارشناسان شبکه‌های اجتماعی دریافته‌اند که قابلیت جستجو در اینستاگرام به اندازه توئیتر یا یوتیوب قوی نیست. برای مثال اگر با بیوگرافی “زیست شناسی” تولید محتوا کنید شما در نتایج افرادی که کلمه زیست شناسی را جستجو می‌کنند دیده نمی‌شوید. در اینستاگرام همه چیز بر اساس #هشتگ پیش می‌رود. پس در هر پست‌ خود حتما از هشتگ استفاده کنید تا افرادی که به محتوای شما علاقه دارند آن را پیدا کنند. به طور ویژه و استراتژیک درباره هشتگ‌ها فکر کنی. در نظر بگیرید مردم ممکن است چه کلماتی را جستجو کنند تا محتوای شما را ببینند. درباره هشتگ‌ها تحقیق کنید. نمونه‌های مشابه را ببینید. آن را در جستجوی ایستاگرام چک کنید و چند مقاله درباره هشتگ‌سازی برای اهداف تجاری بخوانید.

5. تکلیف بدهید.

شما می‌توانید از اینستاگرام به منظور ابزارهای کمک درسی استفاده کنید. بگذارید تا با یک نمونه مشابه شما را با نحوه انجام این کار آشنا کنم. یک کلاس درس زیست‌شناسی را در نظر بگیرید. معلم این درس تمرینی را برای دانش‌‌آموزان خود طراحی کرده است و از آن‌ها خواسته تا رشد یک گیاه خاص را در زمان‌های متفاوت اندازه بگیرند و آن‌را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کنند.با همین تمرین ساده دانش‌آموزان آموختند تا چطور محتوای علمی ایجاد کنند. این محتوا برای شما ممکن است رسم یک شکل ریاضی یا یک مجسمه هنری باشد. هم زمان به ‌آن‌ها بیاموزید که چطور برای پستشان کپشن بنویسند.

برای یک محتوای علمی کپشن “من و گلم همین الان یهویی!” خیلی مناسب نخواهد بود. از آن‌ها بخواهید تا به 5 “چ” پاسخ دهند (چه وقت، چطور، چرا، چه کسی، چه جایی) . شما با این کار به دانش‌آموزتان یاد می‌دهید که چگونه محتوای ارزشمند بنویسند و آن‌ها را با نوشتن علمی آشنا می‌کنید. از آن‌ها بخواهید تا پست سایر اعضا را مشاهده کنند و در کلاس درباره این که چرا گیاه یکی از آن‌ها بهتر رشد کرده است گفتگو کنید. این یک مثال شگفت‌انگیز است که چگونه یک شبکه اجتماعی می‌تواند محدودیت‌های کلاس درسی را بر هم بریزد. دانش‌آموزان با این کار نه تنها یاد می‌گیرند که با هم ارتباط موثر برقرار کنند؛ بلکه اهمیت و قدرت نشر را در شبکه‌های اجتماعی از نزدیک می‌بینند. این همان زمانی است که یادگیری به وقوع می‌پیوندد.

چند ابزار و منبع بسیار کاربردی

SocialRank: این ابزار به شما کمک می‌کند تا دنبال کننده‌های اینستاگرام و توئیتر خود را ببینید، مدیریت کنید، و آنالیز کنید.

Snapseed: ابزاری برای ویرایش عکس

AfterLight: نرم افزار کاربری ویرایش عکس

FLUM: اینستاگرام برای سیستم‌عامل مک

VSCO: فیلترهای عکاسی

VideoShop: ابزاری برای ویرایش فیلم